السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

304

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّه طَغى » ) * اين جمله نداى در آيه قبل را تفسير مىكند ، كه آن نداء چه بوده . و بعضى « 1 » گفته‌اند : در اين كلام قولى در تقدير است ، و تقدير كلام « قائلا اذهب . . . » بوده ، و يا كلمه « أن » تفسيرى در تقدير است ، و تقدير آن : « ان اذهب . . . » است ، و اشكالى كه به اين دو قول وارد است اين است كه هيچ احتياجى به اين تقديرها نيست ، و جمله « انه طغى » دستور « اذهب » را تعليل مىكند . * ( « فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى » ) * كلمه « الى » متعلق به محذوف است ، و تقدير كلام : « هل لك ميل الى ان تزكى - آيا ميل به اين دارى كه پاك شوى ؟ » و يا چيزى مثل اين است ، و مراد از « تزكى » پاك شدن از قذارت طغيان است . * ( « وَأَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى » ) * عطف است بر جمله « تزكى » ، و منظورش از هدايت وى به سوى پروردگارش - بطورى كه گفته‌اند - « 2 » معرفى خداى تعالى براى او ، و ارشاد او به معرفت خداست ، كه ترس از خدا نتيجه اين معرفت و دست بردارى از طغيان و تعدى از طور و حقيقت عبوديت نتيجه آن ترس است ، هم چنان كه فرمود : « إِنَّما يَخْشَى اللَّه مِنْ عِبادِه الْعُلَماءُ » « 3 » . حال ببينيم مراد از تزكى چيست ؟ اگر مراد پاك شدن از طغيان از راه توبه و برگشت به خداى تعالى باشد ، آن وقت خشيت اثر مترتب بر آن است ، و مراد از خشيت همان ترسى است كه هميشه ملازم با ايمان به خداست ، و انسان مؤمن را وادار مىكند به اطاعت از او و ترك معصيتش ، و اگر مراد از آن پاك شدن بوسيله اطاعت و ترك معصيت باشد ، جمله « * ( وَأَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى ) * » مفسر ما قبل خود ، و عطفش به ما قبل عطف تفسيرى خواهد بود . * ( « فَأَراه الآيَةَ الْكُبْرى » ) * « فاء » در اين جمله فصيحه است ، و مىفهماند چيزهايى در وسط كلام حذف شده ، چون احتياج به ذكر آنها نبوده ، و تقدير كلام « فاتاه و دعاه فاراه . . . » ، بوده يعنى پس موسى به نزد فرعون رفت ، و او را دعوت كرد ، و آيت كبرايى نشانش داد . و مراد از آيت كبرى بطورى كه از تفصيل قصه بر مىآيد ، معجزه عصاء بوده . ولى

--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 29 . ( 3 ) تنها از بندگانش آنها از خدا مىترسند كه عالم باشند . سوره فاطر ، آيه 28 .